به کدام ساز؟

دوره عجیبی است... فکر کنم همه دوره ها عجیبند... چون تاریخ همه اش تکرار است ولی ما آدم های به ظاهر جدیدِ هر دوره، همان تکرار را مدرنیته می کنیم

میرحسین که سکوت می کند دعوایش می کنند که: کجا بودی این همه وقت؟ چرا سکوت؟ چرا کناره گیری؟ خسته شدی از غیبت و عزلت؟

و اما هاشمی و کروبی که در صحنه باشند بهانه می آورند که: گناه دارید... بهتر است بازنشسته شوید؟ چرا این همه به قدرت (خدمت) چسبیده اید... دیگر پیر شده اید بروید کنار و فقط جوان ها را راهنمایی کنید...

یکی از همین احمدی نژادی ها را دیدم،که داشت به کروبی می خندید و با استهزاء میگفت: هنوز هم دست بردار نیست پیرمرد و مرتب خودش را کاندید می کند... (یک حافظ قرآن که گویا هنوز به حفظ این آیه اخلاقی نرسیده که: یا ایها الذین آمنوا لایسخر قوم من قوم...)

حکایت آن پیرمرد و نوه اش است که با الاغی می رفتند به راهی و هر قومی با نظرات واهی گاهی شیخ را سوار بر الاغ می پسندیدند و گاهی نوه خردسالش را و گاهی با چوب ملامت هر دو را از الاغ پیاده می کردند و آنها را الاغ بر دوش راهی می فرمودند...

با کدام ساز برقصند ای قوم!!!

****

از شما چه پنهان، در مرحله دوم انتخابات دوره نهم گاهی این نکته به ذهنم می رسید که چه اشکالی دارد آقای هاشمی که موی سپید کرده در سیاست، بشود رییس جمهور و احمدی نژاد هم بشود خدمتگزار ملت در پست وزارت یا معاونت، و تجربه و جوانی هر دو با هم کشور را به سامان برسانند به اضافه نظارت رهبری بر سیاست های کلی... ولی امروز می خندم به آن ذهنیات: دخترک ساده لوح! این پیر و آن جوان مثل دو خط موازی هستند روبروی هم... و تنها یک لفاظی بود استفاده از تجربه پیران.

گاهی بهانه ها برعکسند: مثل همان بهانه که خلیفه اول آورد برای کنار گذاشتن علی علیه السلام... اما هدف ها شبیه هم

/ 1 نظر / 4 بازدید
حسن

وبلاگ زیر مخصوص بهترین عکسها از مناظر طبیعی ایران م باشد به ما هم سری بزنید http://7m.persianblog.ir/