جرج دبليو و استاد

                  images2.jpg

استاد ابلیس:

حالا چرا ترش کردی؟

عزیزم! قربونت برم!

بازی اشکنک داره              سر شکستنک داره

خوب تقصیر خودته! از بس که خنگولی!

صد بار بهت گفتم این قدر تابلو نباش.

اول رفتی الکی یقه سوریه رو چسبیدی که: تروریسم فلان فلان! تو «رفیق» عزیز ما رو کشتی. اما دیدی که چی شد؟ آبرو نذاشتی برام.

بعد از این دسته گلی که به آب دادی، منم جای حزب الله بودم آماده باش می شدم؛

حالا هم از روی درس امروز هزار بار بنویس تا یادت نره:

                            «مؤمن زیرک است. هیچ وقت دست کم نگیرش.»

کچلم کردی جرجی! کی میشه من از دستت راحت شم. حیف که لازمت دارم و الّا...

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
مبارز حق

سلام وبلاگت قشنگه . منم دارم تو وبلاگم در مورد راههای بیدار شدن روحمون می نویسم فکر می کنی چه طوری می تونیم اونو بیدار کنیم؟

شادي

شاهكار بود....