تفکر

خواهر جان باز هم داشت حرص می خورد: ای خدا کی میشه از دست این رییس گروهمان خلاص بشم... دیگه نمی تونم این مغز رو تحمل کنم...

خنده ام گرفت: ببینم! رییس گروهتون از اوناست که زیاد میره جمکران

گفت: آره، هر سه شنبه اون جاست

حدس زدنش زیاد سخت نبود... دو تا همکار و رفیق دارم درست با همین افکار. خیلی با اخلاصند اما همیشه حرص منو در میارند... یک بار باهاشان رفتم جمکران دیگر توبه کردم. از شدت تقدس، دست خواهر جان را از پشت بسته اند،‌من که عددی نیستم.  سجاده شان را ترجیح می دادند به همراهی با دیگران.

اما مانده است به تفکر من برسند...

چقدر دلم تنگ شده برای امام زمان خودم...

/ 5 نظر / 5 بازدید
اقا سید

سلام خدمت رضوان جان عزیز... شما در مورد سقبفه چی می دونید؟ در اثر آن سقيفه مسير تاريخ بشريت دگرگون شد. آثار سقيفه از آن روز تا کنون وتاظهور حضرت مهدي موعود (عج) ادامه دارد...!! یا علی و در پناه حق...

سلام خانم رضوان خانم گرامی. من که همیشه سر میزنم ظاهرا شما کم پیدایی و ما کم سعادت. درمورد کامنتت: 1- صدا و سیما که یه رسانه ملیه به طور کاملا غیرمنصفانه تمام شبانه روز برنامه هاشو با تبلیغات برای این آقا میگذرونه. روزنامه های پرمخاطب و دولتی مثل ایران، جام جم، کیهان و ... که پول تو جیبیشونو از بیت المال میگیرن شبانه روز دارن براش تبلیغ میکنن و حتی انتقاد مخالفان پرنفوذشم به راحتی سانسور میکنن.اونوقت به خاطر انتقادی که من توی وبلاگم با روزانه 80 تا بازدید که خدا میدونه چندتاش مفیده ازش میکنم شده: احمدی نژاد مظلوم و بیکس؟!!! 2- حامیان احمدی نژاد که فکر نمیکنم تعدادشون نسبت به مخالفان ایشون خیلی زیاد باشه میتونن از کاندیدا شدن هر کسی ناراحت باشن و ناراحتیشونو آزادانه اعلام کنن. حتی میتونن دلیلشم نگن. همونطور که دارن این کارو میکنن. اما نباید از تریبون دولتی برای اعلام مواضعشون استفاده کنن. من هم میتونم مثل همه از کاندیدا شدن یک نفر ناراحت باشم و اینو اعلام کنم.اشتباه نکنید این اصلا دیکتاتوری نیست. دیکتاتوری اینه که توی جامعه فقط یک عده خاص حق داشتن رسانه و تریبون داشته باشن و جریان آزاد اطلاعات وجود نداشته با

حمید

و جریان آزاد اطلاعات وجود نداشته باشه. دیکتاتوری اینه که من اجازه حضور مخالفمو ندم نه اینکه با مخالفم مخالفت کنم. شما مطمئن باش حمایت من از میرحسین از سر ناچاریه چون همین میرحسین از عوامل به وجود آورنده دیکتاتوریه کنونیه هرچند چهره خودشو پشت شعارهای مردم پسندانه پنهان کنه. شما فکر میکنی من موسوی پیرو خط امامو به افراد روشنفکر و فهمیده ای مثل نهضت آزادی ها ترجیح میدم؟!. دیکتاتوری اینه که فرد توانایی مثل دکتر ابراهیم یزدی مجبور باشه توی خونه اش بشینه و از سیاست دوری کنه تا امثال کروبی و محسن رضایی که ال رو از بل تشخیص نمیدن کاندیدا بشن. 3- بازم میگم قصد توهین به روحانیتو ندارم. صدام و بقیه افرادی هم که نام بردید روحانی نبودن اما اینها عامل دیکتاتوری کنونی در ایران هم نبودند. حرف من اینه که حکومت دینی توی هیچ کشوری در تاریخ معاصر جواب نداده و همیشه منتهی به سوء استفاده از دین و ایجاد دیکتاتوری دینی شده. مگر در مورد امامان و پیامبران. اگه دقت کنی حکومت امام علی و پیامبر هم حکومت مردمی بود نه مثل الان! مگه حضرت علی نگفت که اگر به واسطه بسیاری حضور مردم نبود حکومت رو قبول نمیکردم. یا به نظرت اگه اکثریت مردم مدینه

حمید

به نظرت اگه اکثریت مردم مدینه با پیامبر مخالف بودن ایشون خودشو به اونا تحمیل میکرد؟!.روحانیون امروزی که دارن حکومتشون رو به ما تحمیل میکنن وارثین ابوسفیان و معاویه و یزیدن نه پیامبر و امام علی و امام حسین. حرف من اینه وگرنه کاری به همه روحانیون ندارم. آقای خاتمی هم در شرایطی اومد که حضورش ضروری بود. نه مثل کروبی که با شعار حذف شورای نگهبان اومده! ایشون اگه قرار بود با شورای نگهبان مخالفت کنه توی پست ریاست مجلس بهتر میتونست اینکارو انجام بده نه اینکه اون بالا بنشینه و مجلس ششمیها رو به تندروی متهم کنه. اینکار یعنی دورویی یعنی نفاق یعنی نقطه اوج کوته فکری دوست عزیز من.

حمید

4- من کجا بر اساس لیاس و شغل نظر دادم؟! من میگم با سیاست به نام دین و حکومت کردن با تحصیلات دینی صرف مخالفم. ای کاش همونطور که مسئولان ما خواهان رفراندوم آزاد برای مردم فلسطین هستن خودشون یه رفراندوم آزاد برای این موضوع میذاشتن که مردم، یه حکومت سکولار و لیبرال میخوان یا حکومت به اصطلاح دینی آخوندهارو؟!. اون داستان هم یه حکایت قدیمی ایرانیه. ربطی به ایکیوسان و اینا نداره!...:دی 5- این روشنفکرها نیستن که گول لباسو میخورن بلکه کسان دیگری هستن که در حال حاضر در کشورمون کم نداریم!. از این جهت بنده خوشحال میشوم اگر راهم راه روشنفکران باشد. 6- قرآن چندین آیه در مورد تفکر کردن و ایستادن در مقابل ظلم داره. من عربیشو یادم نیست. شما تا حالا اونارو خوندی؟!. مطمئنم که خوندی پس بهتره گاهی در معانیش فکر کنی. 7- با قسمت پایانی سخن شما در مورد دیکتاتور و افراطی گری کاملا موافقم و چون معتقدم حرف افراطی نزده ام پس توضیح اضافی نمیدهم. ممنون از اظهار نظر خوب و کامل شما. پیروز و بهروز باشی.