ب مثل باران

یادش بخیر!

 

از ظاهرش پیدا بود که چطور آدمیه. کافیه به چشم هاش نگاه کنید.

 

چه استعدادی! کسی که به ده ها زبان زنده دنیا: روسی، آلمانی،

 

فرانسوی، انگلیسی، عربی، ترکی، اردو و.... آشنا باشه معلومه چه

 

نابغه ای هست! فکر کنم از پدر فیزیک ایران، دکتر حسابی، هم جلوتر بود.

 

ولی چه جای  خوبی این استعداد الهی را خرج کرد: در راه دین.

 

صلابت و صراحت و صداقت را می شد از حرف هایش فهمید.

 

بابا تعریف می کرد: وقتی بهش تلفن می کردند که : کی و کجا بکشیمت؟

 

می گفت: هر جا و هر موقع که خواستید می تونید منو بکشید. من

 

آماده ام. (این همه تهدید به خاطر مخالفت با بنی صدرها)

 

این همه شجاعت و بی تفاوتی نسبت به همه تهدیدها فقط یک منشأ

 

داشت: باور و عقیده به این که راه درست همین راه است. هر چند که

 

دوست و دشمن طردش کنند و نسبت های ناروا بزنند؛

 

و لایخافون لَومَةَ لائِم

 

و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند

 

 

او از جمعیتی بود که قرآن گفته: خداوند آن ها را دوست دارد و آن ها خدا را

 

دوست دارند. در برابر مؤمنان متواضعند و در مقابل کفار سرسخت و

 

نیرومندند.

 

                        سوره مائده/ آیه 54

 

حتی یک قدم هم عقب نشینی نکرد. اگر او پا پس می کشید، امام به چه

 

کسی دل خوش می کرد، آن هم پس از شهادت استاد مطهري.

 

او همه انديشه بود و ايمان. و امام راست گفت که:

 

«بهشتی یک ملت بود.»

 

نوشته شده در چهارشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٥ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin

PageRank