ب مثل باران

می گویند انسان در حالت بی هوشی و اغماء،

 

حرف هایی می زند که به آن عادت دارد یا برایش ملکه

 

شده. شنیدم که یکی از قاریان بعد از عمل جراحی که

 

داشت در حالت بی هوشی قرآن را با صوت زیبایی قرائت

 

می کرد به طوری که همه پرستاران و تیم جراحی را

 

تحت تأثیر قرار داد.

 

و این هم یک روایت واقعی از عاشقی: در همین

 

نزدیکی، یکی از دوستانم، حکایت پدرش رو  تعریف

 

می کرد که  طلبه بود و رزمنده دوران جنگ. متأسفانه

 

بعد از سکته مغزی که کرده بود نیمه فلج بود و دچار

 

فراموشی شد. اما تنها یک چیز یادش بود: نماز.

 

 

 

من هرچه خوانده ام همه از یاد من برفت

 

الا  حدیث  دوست  که  تکرار   می کنم

نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٥ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin

PageRank