ب مثل باران

خدایا شکرت!

 

امروز یکی از ابلیس زدگان به درک واصل شد. دیگه مهلتش تموم شده بود.

 

ابو مصعب زرقاوی کشته شد. و باید به دنیای انسانیت تبریک گفت.

 

تسکینی بود برای خانواده قربانیان انفجار های عراق و دیپلمات هایی که

 

سرشان بریده شد. شادی اون ها باید تماشایی باشه. مثل خوشحالی و

 

هیجان خبرنگار ها موقع اعلام این خبر از دولت عراق. ولی می دونم که

 

قطعا هیچ افتخاری برای اشغالگران آمریکایی نخواهد بود.

 

چرا قابیل، برادرش رو می کشه؟ و چرا زرقاوی دشمن انسانیت میشه؟

 

شاید زیاده خواهی، ثروت، جنون اسلحه، قساوت دل و ....... .

 

اما چیزی که مهمه اینه که او اول خودش رو کشت و این اولین ستمش بود:

 

مظلوم ظلم خویشتن.

 

«وَ ما ظَلَمونا وَ لکن کانوا اَنفُسَهُم یَظلِمون»

(سوره بقره/ )

 

خداوند می فرماید:

 

و به ما ستم نکردند ولی آنها به خودشان ستم می کردند.

 

چیزی که نگرانم میکنه اینه که شنیدم خیلی از جوانان مسلمان جذب

 

تبلیغات این گروه ها میشن. از کجا معلوم که ما در امان باشیم. «خطر

 

همیشه در کمین شماست». نکنه ما هم یه روز از رو جنازه خودمون رد

 

بشیم برای هیچ؟! بیایید برای همدیگه دعا کنیم. همون دعایی که خدا

 

خودش یادمون داده:

 

خدایا

 

اهدنا الصراط المستقیم

 

صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین

 

***************************************************

 

این مطلب رو دو روز قبل که جو  زده بودم تو دفترم نوشتم: ساعت دو بعد از

 

ظهر و بعد از اخبار. ولی چون داشتم برای امتحان فردا می خوندم نتونستم و

 

نخواستم تایپش کنم. ببخشید اگه یه خورده دیرتر آپ کردم. با خودم گفتم

 

 حیفه که دوستان از محصولات با ارزش درون فکری یک دوست!  

 

محروم بمونن.

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٥ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin

PageRank