ب مثل باران

اول: یا مُعِزّ

شنیدم ژتون غذا نداشتی و مجبور شدی...

انگار عزت من بود که درهم شکست.

سپاس خداوندی را سزاست که: تُعِزُّ مَن تَشاء و تَذِلُّ من تَشاء

 

دوم: یا واسع و یا موسع

آسمان و زمین و ما بینهما به چشم نمی آید در مقابل عرش و کرسی تو

عرش و کرس نمی خواهم

دلی می خواهم به وسعت ذات تو

بی مکان و بی زمان

تا حرم تو باشد

برای کریمی چون تو که زیاد نیست،‌ هست؟

نوشته شده در جمعه ٢٦ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin

PageRank