ب مثل باران

هو السميع

 

خیلی سعی کردم چشمامو ببندم و قضیه رو فراموش کنم ولی نشد.

 

دست شما درد نکنه. همینو کم داشتیم که دخترا هم برن تو استادیوم

 

ورزشی واز هیجان جیغ بزنن و ... و اگر تیم مورد علاقه شون باخت اشک

 

بریزن. اون هم جلوی دوربین رسانه های خارجی که دنبال طعمه هستن.

 

اشتباه نکنید. من نه کاری به سیاست دارم و نه با تحجر میانه ای دارم. من

 

فقط یک شهروند عادی هستم که دوست دارم در یک جامعه ایده آل زندگی

 

کنم. جامعه ای که قراره نظر اسلام در همه جا مقدم باشه بر نظر دیگران. آن

 

هم در اوضاع فعلی که بعضی ها معتقدند دولت فعلی قراره یک دولت

 

اسلامی باشه.

 

راستش پیش خودم فکر کردم اصلا این اتفاق چقدر ممکن هست؟

 

 

بله، من هم قبول دارم الان دوره ای نیست که زن ها و دختر ها رو تو خونه

 

نگه داشت. ولی راست و حسینی بگین:   پدر ها و مادر های محترم! چند تا از

 

شما حاضرین دختراتون برن استادیومی که می دونید چه خبره؟ تا حالا

 

ندیدین بعد از هر بازی معمولی داخلی چه غوغایی تو خیابونا بپا میشه؟

 

بازی های مهمّ هم که معلومه. در اوضاعی که حتی مرد ها و اموال عمومی

 

امنیت ندارند، چه کسی می تونه امنیت خانم ها رو تضمین کنه؟ البته اگه

 

آقای خانواده، خانم ها رو اسکورت کنند، برای تأمین امنیت بد نیست. ولی در

 

اون صورت آقایون محترم مجبور می شن حداقلّ به مدّت چهار ساعت

 

(بامحاسبه ترافیک) کار و زندگی رو تعطیل کنند که این هم مطابق میل

 

خانم ها نیست. البته برای بعضی ها بد نمیشه هم فاله و هم تماشا. دور

 

خانواده های نجیب رو هم که خط بکشیم، نتیجه معلومه؟ حالا شما بگین

 

گذشته از مخالفت علما با این قانون، دود این آتیش به چشم کی میره؟  به

 

نظر من که این دود به چشم کل نظامی میره که دوستش داریم. حدیث

 

داریم که سخنی نگویید که از ارزش شما بکاهد. کاش بیشتر مواظب بودیم.

 

من همیشه معتقدم رؤسای نظام اسلامی باید آگاه و مسلط بر نظرات اسلام

 

باشند یعنی از روحانیت محترم جامعه باشند یا حداقل اگر روحانی نیستند،

 

جلوتر از اسلام حرکت نکنند.

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin

PageRank