ب مثل باران

 يا حميد بحق محمد

 

 

روز هفتم فرا رسید. روزنام گذاری طفل یتیم مکه است. فرزند عبد الله و آمنه.

حالا دیگر عبدالمطلب جای خالی عبدالله را باید پر کند.

برای سپاس از خداوند یکتا، گوسفندی را کشت و جمعی از بزرگان قریش را دعوت کرد.

و در یک جشن باشکوه، نام فرزندش را محمد نهاد.

از او پرسیدند چرا نام فرزند خود را محمد اتخاب کردی؟ این نام در میان عرب بی سابقه است.

گفت: خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد.

محمد، نامی هم نام پروردگار. آیا این یک الهام غیبی نبود؟

تا آن روز فقط شانزده نفر به این اسم نام گذاری شده بودند.

در ضمن، محمد (ص) را گاهی به نام احمد خطاب می کردند. احمد، نامی بود که مادرش آمنه برای فرزند دلبندش انتخاب نمود.

محمد در هنگام ولادت، این ذکر را بر لبان خود می راند:

الله اکبر و الحمد لله کثیراً سُبحانَ اللهِ بُکرَةً و اَصیلاً

چند سال پیش حدیثی خواندم به این مضمون که برای فرزندتان قبل از تولد نامی را انتخاب کنید تا اگر عمرش به دنیا نبود، در آن جهان بدون نام محشور نگردد. اگر پسر بود محمد و اگر دختر بود فاطمه.

 

نوشته شده در شنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin

PageRank