ب مثل باران

آن سوی قرن ها

در بطن تاریکی ها

چراغی بارور شد.

آهسته

آهسته... شعله کشید

دریایی از نور آفرید

دریا بزرگ شد

  

 

از ساحل سیاهی ها سایید

و صخره های تاریکی را در دهان خود له کرد.

دریا بزرگ شد

خورشید آسمان بر آن تابید

و ابر نور را به سرزمین های سیاه روانه ساخت.

دریا بزرگ شد.

از مرز قرن ها گذشت

به ساحل امروزها رسید.

اما «امروزها»

   

 

با سد های بلند، دریا را محدود کرده اند.

چشمه ها را بسته اند.

و رودها را با خون آلوده کرده اند.

«امروزها» خیال می کنند

که نور محبوس می شود

که دریا محدود می شود

که تاریکی، نور را می برد.

بی خبر!!

بی خبر!!

در بطن تاریکی،

چراغ ها بارور می شوند. علی صفایی

                                  

  

  

  

نوشته شده در سه‌شنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸٥ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin

PageRank