ب مثل باران

اول: یا مُعِزّ

شنیدم ژتون غذا نداشتی و مجبور شدی...

انگار عزت من بود که درهم شکست.

سپاس خداوندی را سزاست که: تُعِزُّ مَن تَشاء و تَذِلُّ من تَشاء

 

دوم: یا واسع و یا موسع

آسمان و زمین و ما بینهما به چشم نمی آید در مقابل عرش و کرسی تو

عرش و کرس نمی خواهم

دلی می خواهم به وسعت ذات تو

بی مکان و بی زمان

تا حرم تو باشد

برای کریمی چون تو که زیاد نیست،‌ هست؟

نوشته شده در جمعه ٢٦ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

از وبلاگ: وقایع ابن محمود

مولانا سیمی، از شاعران سلف بود و در خوردن طعام شهرت تمام داشت. روزی شخصی در مجلسی گفت: مولانا بیست و چهار من خرما یکجا توانَد خورد. یکی از این معنی در شگفت شد و با هم به مبلغی شرط بستند. 24 من خرما برداشتند و به خدمت مولانا رفتند. اتفاقاً در آن روز مولانا را ضعفی بود و بر بالش تکیه داده بود. چون سبب آمدن آن دو را معلوم کرد، گفت: خرما را به نزدیک بالین من نهید:

تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن؟

به موجب فرموده عزیزان دست از زیر بالاپوش بیرون می‌آورد و مشت مشت خرما بر می‌گرفت و می‌خورد تا هیچ نماند. آن‌گاه آن دو کس را پرسید: با دانه شرط بسته بودید یا بی دانه؟ گفتند: کسی خرما را با دانه نمی‌خورَد. گفت: من همه را با دانه خوردم تا اختلافی در میان قوم پدید نیاید.

حکیمی این حکایت بشنود و گفت: اگر همه بزرگان قوم، آن 24 من خرما را با دانه می‌خوردند، در شمارش آن، این مایه اختلاف روی نمی‌داد و غوغایی ازین دست در خلایق نمی‌افتاد.

و از آنجاست که اعاظم کرمان کاری را که ایرادیش در میان آید، مثل زنند که: دندلو دارد.

دندلو (Dendelu) در لهجه ایشان، هسته هرچیز را گویند، بالاخص هسته خرما.

پس ای پسر! اگر عزم کاری عظیم کنی، هسته آن را نیز تدبیری بیندیش!

نوشته شده در جمعه ٢٦ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

دویدم و دویدم، به این وبلاگ رسیدم، یه شعر ازش دزدیدمنیشخند

شعری زیبا از خانم الهی قمشه ای

 

نازنینا مُلـــــک دل تسـخیر توست              پـای جان بـی قید ، در زنجیر توست

آتــــشی افـروختی  بـر جـان مـن              سوخـتی هم کـفر و هم  ایمـان مـن

جــرعه ای در جـام هـستی ریختـی              خاک مـا  با عـشق خـویش آمـیختی

عقل وهوش و دین و دل در دام توست              بی قـراران را  قـرار از نـام توسـت

عاشـــقی زارم دریـن مـاه  صــیام             فارغـم از چون و  چند  نـنگ  و نـام

فارغــم ار کفـر و دیـن و مـاه و مـن              با خـیالت  بـی خـبر از خــویشتـن

هـر سـر مـویم زند فــــریاد دوست             کـفر من ، ایـمان من،  دیـدار اوست



نوشته شده در پنجشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

مصیبت که می آید دهان بسته می شود

برگ ها می افتند و

و دل ها ...

شاید صبورتر

قطعا شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در اموال و جان ها و میوه ها امتحان میکنیم

و بشارت ده به استقامت کنندگان

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ

 

وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ

 

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

(بقره / ١۵۶و ١۵۵)

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

صبح زود داشتم تو حیاط قدم می زدم که چشمم به همان اجیر هر روزی افتاد... میخواستم از خوشحالی جیغ بزنم و بروبچز را خبر کنم اما اصحاب کهف همه خسبیده بودند.

از چند روز پیش شروع به رنگی شدن کرده بود: می گویند قهوه ای است اما من دوست دارم بگویم سرخ...خیلی منتظر رسیدنش بودم... اولین باری بود که تکامل یک انجیر را می دیدم.

و حالا انتظار به سر رسیده بود.

دست دارز کردم تا نازش کنم اما...

یک دفعه از رو شاخه افتاد کف دستم

آه مرا ببخش انجیر جان... نمی خواستم این طوری بشود

راستش بیشتر از مصطفی گاوچران می ترسیدم. اگر بفهمد... اوه خدایا رحم کن.

اما بعد... بی خیال دختر جان!شیطان

شاید آن انجیر نازماچ، خودش مرا انتخاب کرده بودعینک... چرا  ردش می کردم؟!!!نیشخند

عجب طعمی داشت تشویق... تا آن هنگام انجیر به آن تازگی نخورده بودم: تازه و بدون کرم.

تکامل یعنی این.

از سخاوتت متشکرم درخت مهربان!تشویق

 

 

پانوشت:

 می گویند انجیر در چهار سالگی میوه می دهد اما درخت ما سه ساله است هنوز ... تابستان پارسال هم زحمت کشیدند و یک عدد انجیر ناقابل تقدیم نمودند. شاید به خاطر آن "آیت الکرسی" و "انا انزلناه" هایی است که پدر هنگام کاشتنش خواند و به پایش فوت کرد. شاید هم یک امر کاملا طبیعی است.

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

تا به حال این قدر از نزدیک تو را لمس نکرده بودم. که کاش نکرده بودم.

تا به حال این قدر ریشخند نشده بودم.

بارها و بارها خوانده بودم و شنیده بودم تو را که:

و چون با کسانى که ایمان آورده‏اند برخورد کنند، مى‏گویند: «ایمان آوردیم»، و چون با شیطان‌هاى خود خلوت کنند، مى‏گویند: «در حقیقت ما با شماییم، ما فقط [آنان را]ریشخند مى‏کنیم.»

و راحت گذشته بودم.

اما شنیدن کی بود مانند دیدن.

امروز مچاله ام از درد. تو مچاله ام کردی.

توی فرشته صورت و شیطان سیرت

وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوْا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى‏ شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ

 

مُسْتَهْزِئُونَ

 

حقت همان رژ لب بر روی ماشینت بود خائن.

چه بدبختی تو که خدا هم بی شعورت خوانده:

یُخادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ (بقره9)

 

چه زخمی خورده است حبیب خدا از این همه ریا

کاش هیچ وقت "دل شکسته" را ندیده بودم.

 

 

پانوشت:

- اگر جای شهاب الدین حسینی بودم ... محال بود بازیگر چنین صحنه ای باشم. سر صحنه یا خودم شهید می شدم یا طرف رو شهید می کردمعصبانی

- فرازی از سوره مبارکه بقره:

به نام خداوند بخشنده مهربان

و برخى از مردم مى‏گویند: «ما به خدا و روز بازپسین ایمان آورده‏ایم»، ولى مومنان [راستین] نیستند.(بقره/8)

با خدا و مؤمنان نیرنگ مى‏بازند؛ ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمى‏زنند، و نمى‏فهمند.(بقره/9)

در دل‌هایشان مرضى است؛ و خدا بر مرضشان افزود؛ و به [سزاى] آن‌چه به دروغ مى‏گفتند، عذابى دردناک [در پیش] خواهند داشت.(بقره/10)

و چون به آنان گفته شود: «در زمین فساد مکنید»، مى‏گویند: «ما خود اصلاح‌گریم. »(بقره/11)

بهوش باشید که آنان فسادگرانند، لیکن نمى‏فهمند.(بقره/12)

و چون به آنان گفته شود: «همان‌گونه که مردم ایمان آوردند، شما هم ایمان بیاورید»، مى‏گویند: «آیا همان‌گونه که کم‏خردان ایمان آورده‏اند، ایمان بیاوریم؟» هشدار که آنان همان کم‏خردانند؛ ولى نمى‏دانند.(بقره/13)

و چون با کسانى که ایمان آورده‏اند برخورد کنند، مى‏گویند: «ایمان آوردیم»، و چون با شیطان‌هاى خود خلوت کنند، مى‏گویند: «در حقیقت ما با شماییم، ما فقط [آنان را]ریشخند مى‏کنیم.»(بقره/14)

خدا [است که] ریشخندشان مى‏کند، و آنان را در طغیانشان فرو مى‏گذارد تا سرگردان شوند.(بقره/15)

همین کسانند که گمراهى را به [بهاى] هدایت خریدند، در نتیجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نیاورد؛ و هدایت‏یافته نبودند.(بقره/16)

مَثَل آنان، همچون مَثَل کسانى است که آتشى افروختند، و چون پیرامون آنان را روشنایى داد، خدا نورشان را برد؛ و در میان تاریکی‌هایى که نمى‏بینند رهایشان کرد.(بقره/17)

کرند، لالند، کورند؛ بنابراین به راه نمى‏آیند.(بقره/18)

یا چون [کسانى که در معرض] رگبارى از آسمان ـ که در آن تاریکی‌ها و رعد و برقى است ـ [قرار گرفته‏اند از] نهیب [آذرخش]و [بیم مرگ، سر انگشتان خود را در گوشهایشان نهند، ولى خدا بر کافران احاطه دارد.(بقره/19)

نزدیک است که برق، چشمانشان را برباید؛ هرگاه که بر آنان روشنى بخشد، در آن گام زنند؛ و چون راهشان را تاریک کند،] بر جاى خود [بایستند؛ و اگر خدا مى‏خواست شنوایى و بینایى‏شان را برمى‏گرفت، که خدا بر همه چیز تواناست.(بقره/20)

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

دیگر خسته ام از این همه تلخ نوشتن. من و تلخی آبمان توی یک جوب نمی رود.نیشخند

تلخک باشم بهتر نیست؟

باید از نو شروع کنم.

نوشته شده در شنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

یادش بخیر

تابستانهای بلند نوجوانی با خواندن قصه ها چه کوتاه می شد.

قصه های خوب برای بچه های خوب را هر تابستان تکرار می کردم اما همیشه برایم جدید بودند.

چه جادویی داشت قصه های آذر یزدی.

روحشان شاد

نوشته شده در شنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً

وَ أَنَا رَبُّکُمْ

                    فَاتَّقُونِ

 

 

(مؤمنون52)

 

امّ‌ یعنی پایه و اساس

و امّة واحدة یعنی:

پایه و اساس این جامعه شما یکی است

و آن پایه، خدای بلند مرتبه است.

اما گاهی بشر ساز جدایی می زند

فرعون از این پایه کناره گرفت و خواست پایه ای دیگر بنا نهد

با دست به سینه اش زد

و گفت:

أنَا ریُِّکُمُ الاَعلَی

من خدای برترم.

و آبادانی این سرزمین از من است

من چنینم و چنانم.

خدایا منیتمان را از بین ما و خودت بردار

نوشته شده در جمعه ۱٩ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

وقتی که نامردمی دوره ات کرده

وقتی که مردان را بر سر دار کرده اند

لب بستن و خاموش نشستن گناهی است بزرگ

خشم یک زن را می خواهد برای درهم پیچیدن بساط نامردمان.

خطابه ی دختر به جای ذوالفقار پدر

فریاد ویرانگر خواهر بدل از حنجر بریده برادر

دیگر اسلحه لازم نیست

همین کافی است برای این که به خاک سیاهشان بنشاند

حتی اگر دستهایش را بسته باشند

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

رفته بودم نیویورک تایمز

همین حالا پخش زنده مراسم یادبود مایکل جکسون

کمی برایم جالب است دنیای دیگران.

سواد انگلیسی ام کم کم دارد نم می کشد!گریه

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

چقدر شبیه خدا هستی پدر

خالق و آفریننده ای به اذن خدا

رزق دهنده هستی شبیه رزاق

و ولایت داری بر من شبیه خدا

این همه نشانه از خدا در وجود تو باشد و سزاوار سجده نباشی؟

نوشته شده در دوشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

ولادت مولا علی علیه السلام مبارک

نوشته شده در دوشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

روز پدر بر همه پدرها مبارک

خدمات وبلاگ نویسان جوان -- بهار بیست            www.bahar20.sub.ir

نوشته شده در یکشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

بسم الله الرحمن الرحیم

ن و َالقَلَمِ وَ مَایَسطُرُونَ

سوگند به قلم که ارزشمندتر از خون شهید است:

و سوگند به آن چه (از حقیقت) می نویسند

و وای بر قلمهایی که:

که واژگان را از جایگاه اصلیشان تحریف می کنند

یُحَرِّفُونَ الکَلِمَ عَن مَوَاضِعِهِ

قلم های نفاق

و ایضا دوربین ها و تریبون ها و...

سرسخت ترین دشمنان را می بینی که قلم هایشان مایه اعجاب تو می گردد در حالی که دم از محبت می زنند و خدا را بر آن چه در دل دارند گواه می گیرند.

اما بر خلاف میل خداوند، آن ها پنهان از چشم همه، به تخریب زمین و زمان مشغولند تا همه چیز را به فساد بکشند.

 «و هنگامی که به آن ها گفته شود: از خدا بترسید، بر لجاجتشان افزوده شود و این لجاجت و تعصبشان آن ها را به گناه می کشاند.»

و چه بسا تقدیر و تشویق هم می شوند. اما:

با نفرین خداوند چه خواهند کرد؟

وای برآن ها از آن چه با دست خود نوشتند

و وای بر آنان از آن چه از این راه بدست می آورند.

 فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ

(بقره79)

*****************

 

 

پ.ن.ن:

1) به قول استاد سید مهدی شجاعی: خداوندا! معانی از واژه های خود دور افتاده اند و واژه ها معانی واژگون یافته اند. معانی را به واژگان برگردان!

2) به قول خودم: قلم سرخ، نوشته سبز را کند فیلتر

شما کدوم گزینه رو ترجیح می دی؟

الف- فیلترینگ موقت   ب- نفرین ابد      ج- هر دو      د- هیچ کدام نیشخند

 2) برای استفاده بیشتر به تفسیر این آیات مراجعه کنید:

وَمِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللّهَ عَلَى‏ مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ

وَإِذَا تَوَلَّى‏ سَعَى‏ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الْفَسَادَ

وَإِذَا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ (بقره/ ٢٠۴تا206)

نوشته شده در شنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

بقچه خاطراتم را

به آب می اندازم

نی نامه ها و نیزارها

می رویند

عبدالرحیم سعیدی راد

نوشته شده در جمعه ۱٢ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

دیروز شبکه خبر برنامه ای داشت در مورد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان. البته من فقط نصف آخرشو دیدم.

گوش دادم ولی اعتماد نکردم.نیشخند

یه نکته جالب: در وبلاگی خواندم که از بین تمام ثبت نام کنندگان، چهل و خورده ای نفر تایید صلاحیت شده اند!تعجب

و هفده میلیون نفر هم واجد شرایط رای دادن هستند و بیشتر جمعیت افغانستان را هم روستائیان تشکیل می دهند. کارشناس برنامه احتمال می داد ۵٠ درصد شرکت کنند. (مقایسه کنید با ایران که بنا به قولی ۴٨ میلیون واجد شرایط بودند+ چهار کاندیدا)

سوال مهم اینه که:

این چهل و خورده ای کاندیدا چطوری می خوان رای هفده میلیون رو جذب خودشون کنند؟ و هزینه تبلیغاتشون شخصیه یا از جیب بیت المال؟ یا بین الملل؟نیشخند

نوشته شده در جمعه ۱٢ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وَکَذلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً

مسلمانی یعنی حرکت بر فطرت اعتدال

یعنی امت وسط و میانه

تا الگویی باشید برای امت های دیگر

 افراط و تفریط یعنی سیره یهود و نصاری،

ملت هایی فراموش شده

و اما قوم یهود:

به خاطر پیمان شکنی، آن ها را از رحمت خویش دور ساختیم

و دل های آنان را سخت و سنگین نمودیم به خاطر این که:

١) سخنان ما را تحریف می کردند

٢) بخشی از تذکرات ما را فراموش کردند

٣) و هر لحظه از خیانتی تازه از آن ها آگاه می شوی،

مگر عده کمی از آنان

و عاقبت قوم مسیح:

و از کسانی که ادعای نصرانیت و یاری مسیح داشتند نیز پیمان گرفتیم

ولی آن ها قسمت مهمی از تذکرات ما را فراموش کردند

از این رو:

در میان آن ها، تا دامنه قیامت، عداوت و دشمنی افکندیم

سوره مائده/ آیات 13 و 14

*****************

می بینی؟ تندروی و تساهل میوه هایی دارند تلخ:

محروم شدن از رحمت خداوند،

قساوت و بی رحمی

عداوت و کینه

تو از کدام قبیله ای؟

پانوشت:

متن عربی آیات: «فَبِمَا نَقْضِهِم مِیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ

 الْکَلِمَ عَن مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظّاً مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى‏ خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا

قَلِیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ *

وَمِنَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى‏ أَخَذْنَا مِیثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظّاً مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنَا بَیْنَهُمُ

الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى‏ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَسَوْفَ یُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ»

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

(آل‌عمران165)

آیا هنگامی که مصیبتی [در میدان جنگ اُحد] به شما رسید ـ [در حالی ‌که در نبرد بدر] دو برابرش را [به دشمنان خود] وارد ساختید ـ گفتید: «این [مصیبت] از کجاست؟

بگو: «از ناحیه خود شماست»

[این ناشى از بى‏انضباطى خودتان است که در میدان جنگ احد با دستور پیامبر (ص) مخالفت کردید]

 

 

أَوَلَمَّا أَصَابَتْکُم مُصِیبَهٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیْهَا قُلْتُمْ أَنَّى‏ هذَا

قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِکُمْ ...

نوشته شده در چهارشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

می خواستم به منزل لیلی بروم

اما نشد.

تشریفات دارد:‌صف،‌ ثبت نام و قرعه آن هم قرعه دیجیتالی

قرعه به نام من نیفتاد.

کاش من مریم بودم.

آن وقت همه خادمان معبد، برای پذیرفتن من دعوایشان می شد و دست به دامن قرعه می شدند.

ولی خوب از این ستون به آن ستون فرج است. حالا کو تا روز موعود!

 

پ.ن.ن:

این نوشته هم یه جورایی انتخاباتی شد... منتها از اون ور.

نوشته شده در چهارشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

خشونت همواره می تواند از دو جهت صورت بگیرد:

از یک سو به صورت نیرویی در جهت محدود کردن میل، اراده و آزادی

و از سوی دیگر به صورت نیرویی برای ایجاد و بازگرداندن آن آزادی و نیل به هدف در اراده و میل.( مثلا اگر به زور تلاش کنیم راه نفس را بر کسی ببندیم آن فرد با قدرت تمام با اندام و ماهیچه های خود شروع به مقاومتی خشونت آمیز می کند تا اثر نیروی خفه کننده را خنثی کند)

از این رو خشونت همواره در برابر میل،‌ اراده و آزادی قرار دارد و به نوعی حدود آن ها را تعیین می کند.

فرد «الف» ممکن است با عمل خشونت آمیز خود حق فرد «ب» را از میان ببرد و یا محدود کند،‌ اما فرد «ب» نیز ممکن است بتواند با واکنش خشونت آمیز خود حق خود را بار دیگر به دست آورد و در نتیجه میل،‌ اراده و آزادی فرد «الف»‌ را محدود کند.

به هر حال موضوع خشونت -سیاسی یا غیر سیاسی- نوعی قدرت است:سلطه بر دیگری.

خشونت سیاسی را می توان به دو گروه تقسیم کرد:

١- خشونت دولتی که از رأس هرم یعنی دولت بر علیه پایه هرم (مردم) اعمال می گردد و هدف آن حفظ یا تقویت قدرت سیاسی است از طریق سرکوبهای فیزیکی، زندان، شکنجه،‌اعدام، تروریسم دولتی،‌جنگ.

٢- خشونت در برابر دولت که از پایه هرم بر علیه رأس آن «دولت» اعمال می گردد و هدف آن دفاع از خویشتن در برابر خشونت و یا کنترل خشونت دولتی است از طریق تنش ها، شورش های اجتماعی، مبارزات مسلحانه زیرزمینی، انقلابها .

و در کل: خشونت امری است اعتباری نه اصیل.

برگرفته از کتاب: اسلام و خشونت

حسن تربتی نژاد

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

در مرگ یک رسانه همین کافی است که نارسا باشد.

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

گزیده سخنان شهید بهشتی از وبلاگ: شیفتگان خدمت

 - این قانون اساسی را به عنوان مبنای هرگونه حرکت و وحدت بشناسید و مورد احترام و عمل قراردهید، مردم ایران کمترین بی‌اعتنایی به قانون اساسی خود را تحمل نکنند، در جامعه‌ای که به قانون اساسی مصوب آن ملت بی‌اعتنایی شود، این خطر وجود دارد که مجددا استبدادها و دیکتاتوریها در شکلهای جدید و یا ظاهرهای زیبای فریبنده در افق ایران آزاد شده رخ بنماید و آزادی ، استقلال و مردمی بودن این نظام را به خطر افکند.

- هر فرد و هرگروه با استنباطی که از وحی الهی دارد،به سوی خیرات و نیکی‌ها بشتابد.
- جامعه‌ای که درآن گروهی سیر و گروهی گرسنه باشند ، جامعه اسلامی نیست.

- خطر برای انقلاب اینجاست که مردم می‌بینند انقلاب شده، مسکن ندارند و مقدمات زندگیشان را نمی‌توانند فراهم کنند. ما را از آن طرف مرزها نترسانید که درآنجا خطری نیست، خطر واقعی اینجاست. لذا می‌خواهند شما را از خطر واقعی غافل کرده و از خطر خیالی بترسانند.

- مگر دریک جامعه اسلامی به هر صاحب نظری می‌شود حق داد خود و مقلدین او درباره مسائل اجتماعی آنطور تصمیم بگیرند که آنها تشخیص می‌دهند و مگر هرج و مرج غیر از این است؟ کیست که بتواند بگوید اسلام یاتشیع آیین هرج و مرج است.

- می‌گویند: روحانیت برود کنار ، روحانیت از سیاست جداست! درحالی که هرگز چنین نیست ما یک اسلام و یک امت اسلامی داریم که منسجم و همه‌اش باهم یکی است. آهنگ واقعی توحید همین است.

- باید مجلس برای زندگی شرافتمندانه و پرسعادت اقلیتهای مذهبی کار موثری انجام دهد.


- ماباید انسانهای جامعه‌مان را از تنگناهای مصنوعی اقتصادی آزاد کنیم. امروز دراین جامعه ، تنگناهای مصنوعی اقتصادی ، برای روستائیان ، کارگران ، کارمندان جزء دولت و آموزگاران ، معلمان و برای بسیاری از افراد دیگر به شکل بازدارنده و سرگرم‌کننده درآمده و نمی‌گذارد آنها و خانواده هایشان فارغ البال از این نیازهای اولیه درمسیرکمال قرارگیرند، لذا باید این تنگناها را از بین ببریم

- امروز زن می‌تواند پوشیده ، باعفت ، پاکدامن ، عزیز ، سرافراز ، سربلند ، سرشار از عشق و شور ایمان به خدا ، ایمان به مکتب ، ایمان به مسوولیت درخانواده و درمحل کار درمبارزات اجتماعی ، شرکت فعال داشته باشد.

- حتی درجنگ با دشمن هم ازدروغ و تهمت وفریب ونیرنگ باید پرهیزکرد.

- اگر باهمت یک یک شما تولید داخلی بالا نرود ومصرف روزانه داخلی پائین نیاید ، دیریا زود دشمنان شما و دشمنان آزادی و استقلال و آیین شما می توانند شما را در معرض تهدید اقتصادی قرار بدهند.

- اگر میزان صدور نفت را افزایش دهیم ، بیست سال دیگر فرزندان ما چه باید بکنند؟ چه عجله‌ای هست برای اینکه این ثروت خداداد نسلها را بااین سرعت خرج بکنیم ؟

- هیچ کس دراین کشور با هیچ روزنامه‌ای خصومت ندارد... چاپ شود ولی به شرط اینکه این روزنامه‌ها عامل توطئه بر ضد انقلاب و رهبری آن و همه نهادهای انقلابی ما نباشند.
- کسانی که خواهان خدمت در سمت زمامداری امتند باید نخست وضع خود و خانواده خود را از نظر سطح زندگی روشن کنند . اگر آماده آن هستند که در سطح کم درآمدترین مردمی که در قلمرو زمامداری آنهایند، زندگی کنند دراین راه گام بردارند وگرنه ، نه .

- شما در مسائل فردی آزادید و می‌توانید از هر مجتهد عادل برجسته که به نظر شما بهترین مجتهد است تقلید کنید ، اما در مسائل اجتماعی فقط یک مقام در جامعه حق اظهار نظر دارد و جامعه باید یک مقام و مرجع و ملجا را به رسمیت بشناسد.

- با کمال صراحت و صداقت به شما خواهران و برادران اعلان می‌دارم که آینده انقلاب اسلامی ایران ، آینده‌ای است بسیار روشن ، من شخصا افق را بسیار روشن می‌یابم و درمقابل شایعه سازانی که مرتب اعلام خطر می‌کنند و می نویسند خطر نزدیک است و تا تیتر درشت آن را در روزنامه‌ها چاپ می کنند، به شما اعلام می‌کنیم خطر اصلا نزدیک نیست ! این کسانی را که به عنوان خطر به رخ شما می‌کشانند نیز این‌ها برای انقلاب شما خطر نیستند.

- برادرها و خواهرها بدانید شما ملت انقلابی ایران امروز یک شانس دارید . نشان دادن یک الگو و نمونه جدید که دنیا دنبال آن می‌گردد ، باور کنید که خود غربیها از نظام حاکم برغرب خسته شده‌اند.

- درجمهوری اسلامی ، حکومت و قدرت برای خدمت است و تنها حکومت و قدرتی که در جهت خدمت خالصانه به مردم باشد مشروعیت دارد

نوشته شده در شنبه ٦ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

 

 

آن که یافت می‌نشود آنم آرزوست

نوشته شده در شنبه ٦ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

ظاهرا این جا نیستی و امروز هم دیروز نیست اما:

چقدر خوشحالم که ارتباط با تو این قدر راحت و بی دردسر است. والا نمی توانستم به این راحتی سفره دلم را پیش تو باز کنم. آدم که نمی تواند جلوی نامحرم هر چه دلش خواست بگوید. چاه جمکران درد سر دارد. با مسنجر و ایمیل هم راحت نیستم. آخر این روزها مسنجر قابل دسترسی نیست و حرفهای توی ایمیل چک می شوند. نمی خواهم رازهایم را به کسی جز تو بگویم.

این نقطه چین ها هم همه رازهای من با تو :.......................................................

چقدر خوشحالم که همه روزهایت مال من است. همه روزهایم مال تو!

دلم می خواهد همان جور باشم که تو می خواهی آقا.

اما مثل همیشه آقا... من همان تجدیدی همیشگی ام.

نوشته شده در شنبه ٦ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

اگر الان فدک اتفاق افتاده بود من کدام طرفی بودم؟

امتحان سختی است.

یا باید زهراگونه بود و یا...

از میان اصحاب و بزرگان آن روز چند نفر با دختر نبی خدا همراه شدند؟

از میان یاران محمد،‌ چرا کسی غاصبان فدک را تکذیب نکرد؟ و چرا فاطمه را کسی انکار نکرد؟

نزدیکترین احتمال به نظر من این است که: فاطمه را ذیحق می دانستند اما قدرتی در خود نمی دیدند و در برابر غاصبان دارای قدرت،‌ سکوت پیشه کردند.

اما به هر حال این که فاطمه را تکذیب نکردند خود دلیل بر اثبات فاطمه بود.

نوشته شده در پنجشنبه ٤ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

دیدی حق با من بود؟

آخرش آقای محسن رضایی هم کنار کشیدند.

هر چند که می دونم پشت پرده یه خبرایی هست.

آفرین به این شورای نگهبان!‌حریف ندارند.

نوشته شده در پنجشنبه ٤ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

این مطلب تاریخ مصرف گذشته رو از این جا کش رفتم.

ما را به خنده آورد. شاید این نسخه بدرد شما هم بخورد.

-یک مقام قبلا مسئول فعلا آگاه بعدا احتمالا مسئول هم نتیجه ی انتخابات دهم ریاست جمهوری رو پیش بینی کردن. این اولین پیش بینی رسمی دقیق و کارشناسی شده ی انتخابات ریاست جمهوریه که برای اولین بار از برنامه ی جریان اعلام می شه. ایشون فرمودن: در دور اول کسی انتخاب نمی شه. بلکه دو نفر که بیشترین رای رو بیارن به مرحله ی دوم راه پیدا می کنن. در دور دوم هم اونی که بیشترین رای رو بیاره رییس جمهور می شه. ایشون احتمال دادن ممکنه در دور اول هم یه نفر با اکثریت مطلق انتخاب بشه... از ایشون تشکر می کنیم به خاطر این پیش بینی دقیق. فقط لطف کنن با برنامه تماس بگیرن بفرمان این پیش بینی چند نفر ساعت کار کارشناسی برده؟

این هم یکی دیگه:

منبع: وبلاگ وقایع ابن محمود

امثال و حکم ١ و٢

 

متن مثل: الغریقُ یَتشبّثُ بکُلِّ حَشیش.

معنی مثل: غرقه به همه چیز در آویزد دست.

مصداق مثل: رفتار بازنده مناظره، رعایت انواع اصول اخلاقی در انتخابات.

کاربرد مثل: این مثل را وقتی بکار برند که ادامه خدمت‌رسانی به ملت به عللی دچار خللی شود و در نتیجه آن، خادم ملت به خدمت ملت برسد.

مثل مشابه: دیگی که برای من ندارد بهره، خواهی سر سگ توش بجوشد خواهی کَهره.

]کهره: بزغاله[

حکمت ویژه 1: همه چیز را من دانم نه همگان؛ و مثل من هنوز از مادر زاده نشده است.

حکمت ویژه 2: ما دانیم قدر ما!

حکمت ویژه 3: الضرورات تبیح المحرمات. اگر ضرورت ایجاب کند، انجام هر نوع عمل حرامی، مباح و بلکه از اهمّ واجبات است.

پیشنهاد سازنده: برای جلوگیری از آتش گرفتن قیصریه (یا بقولی: قیطریه) به اندازه کافی دستمال در اختیار کاندیداها قرار گیرد. به‌عبارت دیگر، برای حفظ برادری و برابری، کشور را به چهار بخش تقسیم کرده و هر کدام از نامزدها، رییس جمهور یک بخش از کشور شوند.

متن مثل: القاصُ لا یحبُّ القاص.

معنی مثل: قصه‌خوانان و معرکه‌گیران چشم دیدن یکدیگر را ندارند.

مصداق مثل: دعواهای جناحی، کارزارهای انتخاباتی، مناظرات تلویزیونی

کاربرد مثل: این مثل را جایی بکار برند که خدمت به مردم موجب اختلاف بین خدمت‌رسانان گردد. هر کار قربة الی اللهی که آخرش به دعوا ختم شود.

مثل مشابه: دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.

حکمت ویژه 1: مملکت به وجود معرکه‌گیران نیاز مبرم دارد.

حکمت ویژه 2: انتخابات تجلی خواست مردم است.

حکمت ویژه 3: شرکت در انتخابات از اهم واجبات است. علی الخصوص برای کاندیداهای محترم.

پیشنهاد سازنده: با توجه به تلاش کاندیداها در غنی‌سازی اوقات فراغت مردم، برای هر کدام از نامزدها پاداش ویژه در نظر گرفته شود.

نوشته شده در پنجشنبه ٤ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

سکوت

و گریه های تلخ

و روحی شکسته

گرفتار شک شده ام

من هابیلم یا قابیل؟

نوشته شده در چهارشنبه ۳ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

این توصیه ای از جانب پدر است:

سکوت تا رفع فتنه

و خویشتن داری

آستانه تحملم را نمی دانم چند درجه است

ولی چاره ای نیست. باید بیاموزم.

یک دل پر از تردید، تردید را منتشر می کند.

و یک دل مملو از یقین،‌یقین را.

باید یک دله شوم اما با این همه ابهام ممکن نیست.

 

نوشته شده در چهارشنبه ۳ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

مرا به خیرتو امید نیست، شر مرسان!

خبر آنلاین  - امیررضا خادم

هر گاه در کشور یک انتظار، اعتراض یا درخواست مدنی یا صنفی توسط بخشی ازجامعه مطرح می‌شود بلافاصله سر و کله دایه‌های مهربان‌تر از مادر از گوشه و کنار دنیا پیدا می‌شود.

آنها با ادعای حمایت از آزادی و ابراز نگرانی از تضییع حقوق مردم ایران، درقواره مدعی‌العموم وارد بازی شده وبا بهره‌گیری ازقدرت بی‌حدوحصر رسانه‌ای آنچنان وضعیت را بحرانی می‌کنند که در زمانی بسیار اندک، مدعیان و معترضان اصلی که نوعاً ازابتدای طرح موضوع، سعی در حرکت در چارچوب قانون را داشته‌اند، خود را درمقابل کل نظام می‌بینند و از این مرحله است که شرایط در مسیری می‌افتد که درنهایت، طراحان و مدعیان صادق و منطقی اولیه دست از پا درازتر همراه با کوله‌باری از تهمت‌های روا و ناروا یا مجبور به پس گرفتن حرفشان می‌شوند و یا زیر بار هجمه‌های گوناگون کمرخم نموده و از صحنه جامعه حذف می‌شوند.

البته شاید وجود چنین شرایطی برای کشوری با مختصات کشور ما چندان غیرعادی و تعجب‌آورنباشد.
به هرحال ایران و ایرانی پس از قرن‌ها و حتی هزاران سال تجربه حکومت‌های استبدادی و دیکتاتوری ازیک سو و تحت استعمار و سلطه دیگران واقع شدن از سوی دیگر، تنها 30 سال است که دموکراسی را تجربه و تمرین می‌کند و طعم واقعی استقلال را می‌چشد و در این مدت مصرانه در تلاش بوده تا معرف و ارائه‌کننده نوع جدیدی از دموکراسی با نام «مردم‌سالاری دینی»‌ نیز باشد.

مردم‌سالاری دینی قطعاً نمی‌تواند خیلی خوشایند کشورهای استعمارگری باشد که در تجربه تاریخی ایران حضور رنگارنگ و مختلف آنها به کرات مشاهده می‌شود و چه موقعیت‌هایی که با اعمال نفوذ و سیاست‌های ناجوانمردانه آنان از دست ملت بزرگ ایران پرید و ضایعات آن هنوز که هنوز است برپیکره این کشور نقش بسته است.

قرار داشتن ایران در بهترین موقعیت سوق‌الجیشی منطقه، وجود منابع زیر زمینی و پتانسیل‌های خدادادی بسیار، نیروی کارجوان و مستعد، گذر از فرازوفرود‌های گوناگون، تبدیل شدن به قدرتی غیرقابل انکار در منطقه و. . . همه و همه دلایل مستندی است برای آنکه دنیای استکبار و زورنسبت به از دست دادن چنین گوهر گرانبهایی ناراضی باشد.

اگر با این کلیات موافق باشیم، باید به این مسئله بپردازیم که در چنین شرایطی رسالت سیاستگذاران، مجریان، دستگاه‌های اجرایی و نظارتی و درنهایت بدنه واقشارمختلف جامعه چیست؟ آیا به بهانه حراست از نظام در برابر سوءاستفاده‌های احتمالی دشمنان، باید از طرح هرگونه انتقاد و اعتراضی پرهیز کرد؟! آیا منطقی است هرگاه فرد یا گروهی که با نیت اعاده حق خود و یا دغدغه‌ای عمومی به طرح و بیان نقد و نظر درباره مسئله‌ای مبادرت کند، تنها با توجیه اینکه آب به آسیاب دشمن ریخته می‌شود با آنها برخورد کنیم؟ آیا صحیح است با رفتارها و جوسازی‌های پیرامونی شرایطی فراهم کنیم که در اندک زمانی انگ مخالفت با کل نظام طرح شود و امکان پیگیری در چارچوب قوانین جاری کشور برای طراح یا طراحان باقی نماند و درنتیجه خیلی زود هر حرکت مصلحانه‌ای تبدیل به آشوبی مخاطره‌آمیز شود؟

نوع برخورد با حوادثی مانند اعتراض معلمان در مقابل مجلس، حادثه کوی دانشگاه، اعتصاب رانندگان اتوبوس، تخریب مسجد دراویش در بروجرد، تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه، اعتراض به شرکت معاون رئیس‌جمهور در مراسم رقصی در ترکیه، بسته شدن‌ گاه‌وبیگاه و برخی مواقع فله‌ای نشریات و. . . تنها بخشی از این سوء تدبیرهاست که ماحصل آن تنگ شدن بیشتر و بیشتر دایره خودی‌ها و افزایش تصاعدی غیرخودی‌ها بوده است.

نیروی انسانی ذی‌قیمتی که کمترین اثربخشی‌شان برای یک جامعه پویا و مولد، بهره‌مندی از روحیه نقادی آنها برای زمینه‌سازی و ایجاد جرقه‌هایی عملیاتی در ذهن مجریان حاکمیت در مسیر توسعه همه جانبه ملی است.

آخرین و یا تازه‌ترین رویدادی که در ادامه روند نامیمون گذشته در همین چارچوب درحال روی دادن است، مسئله انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری و اعتراضات به نتایج آن است.

انتخاباتی که با حضور 85درصدی مردم می‌توانست بزرگ‌ترین جشن ملی و مهر تأییدی بر«آری» 98 درصدی به نظام جمهوری اسلامی در12 فروردین 1358 باشد (که البته فارغ از حواشی روی داده بعد از انتخابات باید اذعان داشت که همین‌گونه نیزبود.)

انتخاباتی که 4 کاندیدای حاضر در آن همان‌طور که رهبر معظم انقلاب نیز در خطبه‌های نماز جمعه به آن اشاره کردند، نخبگانی از درون نظام و پایبند به اصول مترقی قانون اساسی بودند و هرکدام به نوعی نقشی تعیین‌کننده در بنای نظام جمهوری اسلامی ایران در 30 سال گذشته داشته‌اند.

چینش آرا نیز فارغ از دعوایی که برسر آن وجود دارد به هرشکل بخش اصلی‌اش را تفکری دربر می‌گیرد که بسیار تأکید بر ولایت فقیه، عدالت اجتماعی، انرژی هسته‌ای و... داشت.

این ادعا را به صورت کاملاً مشهود می‌توان در تطابق میان مجموع آرای ماخوذه و اظهارات دو کاندیدای اصلی یعنی آقایان موسوی و احمدی‌نژاد مشاهده کرد. آنچنان که گاه هر یک از این افراد مجبورمی شدند برای معرفی خود به طرح نقاط افتراق‌شان بپردازند چون به نظرمی رسید نقاط مشترک بسیاری در کار و برنامه دارند و مردم هم صرف نظر از میزان آرای هر یک از دو کاندیدا، بیشترین رأی‌ را به آنها و تفکرشان داده‌اند.

انتخابات به پایان رسیده و اعلام نتایج حاصل ازقریب به 40 میلیون برگه رأی‌، باعث تعجب بسیاری از مردم حتی طرفداران فرد پیروزشد.

اختلاف بیش از10 میلیونی رأی‌ نفر اول نسبت به کل آرا 3 نفر بعدی! آن هم در شرایطی که انتخاباتی بسیار فشرده و رقابتی بسیار نزدیک وجود داشت.

بنابر تجربیات تکرارشده تمامی دوره‌های گذشته چه در کشورما و چه در کشورهای دیگر، رئیس‌جمهور وقت درصورتی که امکان شرکت در دوره بعدی را داشته باشد میزان آرای او نسبت به دوره‌های گذشته کمتر می‌شود؛ چون منطقاً مردم اگر از عملکرد او راضی باشند دیگر لزومی به شرکت در انتخابات نمی‌بینند و خیلی اشتیاقی برای رأی‌ دادن ندارند واگر هم که ناراضی باشند بازهم یا شرکت نمی‌کنند ویا اگرشرکت کنند به فردی غیر از رئیس دولت وقت رأی‌ می‌دهند.

به فرض عدم تأیید این نظریه حداقل می‌توان مدعی بود که طیف خاموش جامعه که به صورت مرسوم اهل رأی‌ دادن نیستند، به احتمال زیاد برای دادن رأی‌ به رئیس دولت قبل به پای صندوق‌های رأی‌ نخواهند رفت و در نتیجه می‌شود انتظارداشت با افزایش آمار رأی‌‌دهندگان از یک حد متعارف، این کاندیداهای دیگر هستند که آرای خاموش را به سبد خود واریز خواهند نمود.

البته این فقط یکی از فرضیات است و ادله و مستندات دیگر فارغ ازتأیید یا رد آنها حداقل می‌توانند قابل بررسی باشند. باید این حق را برای کاندیداهای معترض قائل باشیم که اعتراض کنند و این اعتراضات مورد بررسی جدی و عادلانه قرار گیرد.

حال چه اتفاقی افتاده است که مردم و کاندیداهایی که تا قبل از انتخابات افرادی متعهد، پایبند به نظام، وظیفه‌شناس و فهیم معرفی می‌شوند، پس از انتخابات به خاطر اعتراض به نتیجه حاصله با اتهامات گوناگون مواجه می‌شوند و تا اعتراضشان به خارج از چارچوب‌های عرفی کشیده نشود، نه دیده می‌شوند و نه شنیده؟!

به یاد دارم یک‌سال و نیم قبل زمانی که درگیر رقابت‌های انتخاباتی برای ورود به مجلس هشتم بودم، بسیاری از نظرسنجی‌های معتبر از سوی گروه‌ها و ارگان‌های مختلف معتبر و یا جناحی نشان‌دهنده این مطلب بود که در شهر تهران گزینه اول یا دوم مردم در انتخابات خواهم بود، ولی شصتم شدم! و مجوز شرکت در دور دوم انتخابات را نیز نیافتم. اما زمانی که از سوی وزارت کشور آمار آرای موجود در صندوق‌ها را دریافت کردم متوجه شدم حتی صندوق‌هایی که اعضای 10 نفری خانواده خودم در آنجا رأی‌ داده بودند ویا در مسجد محل سکونتم در گزارش صندوق‌های وزارت کشور تعداد آرای من صفرثبت شده بود!

و به استناد همین مدرک به شورای محترم نگهبان و فرمانداری تهران نامه‌ای نوشتم و خواستار بررسی مجدد موضوع شدم. حالا یک سال و نیم از آن زمان می‌گذرد ولی هنوز پاسخی دریافت نکرده‌ام! و جالب آنجاست که همین نوع اعتراض را تعدادی از افرادی که امروز جزو طرفداران کاندیدای پیروز ریاست جمهوری هستند و نسبت به اعتراض کاندیداهای دیگربه نتایج انتخابات نگاهی نکوهشگر دارند؛ درآن زمان خود به آرای‌شان در انتخابات مجلس معترض بودند و فقط به این خاطر اعتراضشان را پیگیری نکردند که درنهایت توانستند از طریق لیست جناح پیروز به هرشکل به مجلس راه یابند.

بنابراین چنین تجارب تاریخی که نمونه‌های کمی هم ندارد و درخواست‌های بی‌پاسخ بسیاری که در این خصوص وجود دارد زمینه‌ای می‌شود برای خارج شدن کار از روال قانونی خود در مواقعی مثل انتخابات ریاست‌جمهوری این دوره و طبیعتاً مسئله شکل و قالب دیگری پیدا کرده و کار به جایی می‌کشد که به علت ضعف در مدیریت منطقی امور، رهبری نظام مجبور به مداخله و صدور دستور بررسی جدی و دقیق شکایات می‌شوند.
ایشان از یک سو بر تعهد هر چهار کاندیدا صحه می‌گذارند و از سوی دیگر همه را به رعایت قانون دعوت می‌کنند و در آخر ضمن ابراز تعجب از امکان تقلب در آرایی با اختلاف 11 میلیونی، راه قانون را برای پیگیری حق، بهترین راه معرفی می‌نمایند.

شنبه شب گذشته دکترلاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی دریک برنامه زنده تلویزیونی در اظهاراتی بسیار قابل تأمل و منطقی درخصوص نحوی مواجهه با انتظارات و اعتراضات موجود نسبت به نتایج انتخابات، این موضوع را مسئله‌ای بسیار طبیعی و واقعی با توجه به وجود شور و شوق بسیاری که دوسوی رقابت درقبل از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری داشتند، دانسته و بر لزوم فراهم آوردن شرایط برای اظهارنظر و طرح مباحث ازمجاری قانونی وعمومی موجود در نظام تأکید کرد؛ ازجمله درنظر گرفتن فرصت برای ابراز نظرات از طریق رسانه ملی، دادن مجوز برای برگزاری میتینگ‌های آرام و قانونی در مکان‌های مناسب و. . . .

به نظر می‌رسد اگر همین چند امکان نیز به‌صورت مسالمت‌آمیز و مدبرانه در اختیار گروه‌های معترض اجتماعی قرار می‌گرفت و یا بگیرد به ضرس قاطع می‌توان مطمئن بود بسیاری از حوادث نامناسبی که در این چند روز شاهد آن بوده‌ایم رخ نمی‌داد. این حوادث متأسفانه از یک‌سو باعث کشته شدن تعدادی از هموطنان شد و از سوی دیگر زمینه‌سازی ایجاد خدشه در سطح اعتماد ملی را تسهیل کرد، در حالی که ماجرا می‌توانست تبدیل به یک هم‌اندیشی و طرح دیدگاه‌ها و درنهایت نیل به راهکارهایی قانونی شود. متأسفانه شاهدیم تقریباً هیچ‌گونه مجالی برای طرح ایرادات و ابهامات معترضان وجود ندارد و با رسانه‌های مکتوب به محض کوچکترین اظهارنظر تأثیرگذار، برخورد قهری شده و صداوسیما نیز با رفتارهایی کاملاً یکجانبه و حتی عدم پای‌بندی به اصل امانتداری مبادرت به تحریف سخنان معترضین و حتی برخی طرفداران کاندیداها که از قشر ارزشمند و نخبه جامعه هستند، می‌کند.

پیش‌بینی نتایج حاصل از این‌گونه رفتارها خیلی دشوار نیست؛ از دست دادن اعتبار و اعتمادی که رسانه ملی در چند سال اخیر تلاش بسیاری به منظور بازسازی آن نموده بود و همچنین تغییر مرجع اطلاع‌رسانی از داخل کشور به خارج از مرزها!

این اتفاق همان چیزیست که دشمنان دیرینه این مرز و بوم خواهان آنند.

اخبار خودمان را با ترکیبی که صلاح می‌دانند و با بهره‌گیری از تکنیک‌های برتر اطلاع‌رسانی - که باید معترف به توانمندی آنها در استفاده از این حربه‌های تأثیرگذار بود- چنان که مایلند تهیه کرده و به خورد خودمان می‌دهند!

حال ما باید برای مقابله با این حربه دست به کار اموری شویم که سال‌هاست تأثیر خود را از دست داده و آنقدر تکراری و مستهلک شده‌اند که مردم ساکن دورترین نقاط کشور نیز رغبتی برای گوش فرادادن به آنها را ندارند.

کوتاه سخن آنکه درنهایت مجبوریم با تمسک به هر روشی که به ذهن می‌رسد برای آرام کردن فضا استفاده کنیم و یک‌بار دیگر از معترض و مدعی که ممکن است حقی داشته باشد یا تنها متصور داشتن حق است بخواهیم که تمکین کند تا دشمنان داخلی و خارجی بیش از این نتوانند از موقعیتی دیگر که خود برایشان فراهم کرده‌ایم سوءاستفاده کنند.

در چنین شرایطی است که نمی‌دانم بانی و باعث اتفاقات را معطوف به ضرب‌المثل «آب به آسیاب دشمن ریختن» بدانیم یا به صراحت و خیلی جدی و محکم می‌توان یک بار دیگر رو به دایه‌های مهربانتر از مادری که در آن سوی مرزهای کشور ما در حال ابراز نگرانی‌های دائمی هستند کرد و فریاد برآورد:
ما را به خیر تو امید نیست؛ شر مرسان! 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

سُبحانَ مَن لا یَعتَدِی عَلَی اهلِ مَملِکَتِهِ

سبحان من لا یَأخُذُ أهلَ الأرضِ بِألوانِ ‌العذابِ

سُبحان الرؤوفِ‌ الرحیم

نوشته شده در سه‌شنبه ٢ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

روش منافقان چنین است:

وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ

وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى‏ أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ

لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ

وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلَّا قَلِیلاً

(نساء83)

آنها کسانى هستند که هنگامى که اخبارى مربوط به پیروزى و یا شکست مسلمانان به آنان برسد، بدون تحقیق ، آن را همه جا پخش مى کنند در حالى که وظیفه دارند اینگونه اخبار را قبل از هر کس با رهبران و پیشوایانشان در میان بگذارند و از اطلاعات وسیع و فکر عمیق آنها استفاده کنند

و بدون جهت نه مسلمانان را گرفتار عواقب غرور ناشى از پیروزیهائى خیالى کنند، و نه روحیه آنها را به خاطر شایعات دروغین مربوط به شکست تضعیف نمایند.

زیانهاى شایعه سازى و نشر شایعات


از بلاهاى بزرگى که دامنگیر جوامع مختلف مى شود

و روح اجتماعى و تفاهم و همکارى را در میان آنها میکشد،

مسئله شایعه سازى و نشر شایعات است،

بطورى که گاه یک نفر منافق مطلب نادرستى جعل مى کند و آن را به چند نفر مى گوید،

و افرادى بدون تحقیق در نشر آن می کوشند، و شاید شاخ و برگهائى هم از خودشان به

آن مى افزایند،

و بر اثر آن مقدار قابل توجهى از نیرو و فکر و وقت مردم را مشغول ساخته

و اضطراب و نگرانى در مردم ایجاد مى کنند،

بسیار مى شود که شایعات اعتماد عمومى را متزلزل مى سازد

و افراد جامعه را در انجام کارهاى لازم سست و مردد مى نماید.


گرچه اجتماعاتى که در فشار و خفقان قرار دارند گاهى شایعه سازى و نشر شایعات را

به عنوان یک نوع مبارزه و یا انتقام جوئى تعقیب می کنند

ولى براى اجتماعات سالم نشر شایعات زیان هاى فراوانى به بار مى آورد

و اگر این شایعات پیرامون افراد لایق و مثبت و مفید باشد،

آن ها را در خدمات خود دلسرد مى نماید،

و گاهى حیثیت چندین ساله آنها را بر باد می دهد

و مردم را از فوائد وجود آنان محروم می سازد.


به همین دلیل اسلام صریحا هم با شایعه سازى مبارزه کرده و جعل و دروغ و تهمت را

ممنوع مى شمارد و هم با نشر شایعات ، و آیه فوق نمونه اى از آن است.


سپس در پایان آیه اشاره به این حقیقت می کند که:

اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نمی شد و بوسیله راهنمائی هاى پروردگار از چنگال این گونه شایعات و عواقب وخیم آن نجات نمى یافتید،

بسیارى از شما در راه هاى شیطانى گام مى نهادید

و تنها عده کمى بودند که مى توانستند خود را از پیروى شیطان بر کنار دارند.

و لو لا فضل الله علیکم و رحمته لاتبعتم الشیطان الا قلیلا

یعنى تنها پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و صاحبنظران و دانشمندان موشکاف و باریک بینند که مى توانند خود را از وساوس ‍ شایعات و شایعه سازان برکنار دارند،

و اما اکثریت اجتماع اگر از رهبرى صحیحى محروم بمانند گرفتار عواقب دردناک شایعه سازی ها و نشر شایعات خواهند شد.

و اما صدا و سیمای ضرغامی در میان این شایعات، ... چه دلسرد کننده است!

**********************************************************

الهی،‌ هم اکنون نیازمند فضل و رحمت توییم.

نوشته شده در دوشنبه ۱ تیر ،۱۳۸۸ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

جناب پدر می گوید: فتنه ای بسیار عظیم است. احتیاط کنید.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله:

هنگامی که فتنه ها همچون پاره های شب تیره شما

را فرا گرفت (و به شما هجوم آورد) به قرآن پناه برید.

نوشته شده در دوشنبه ۱ تیر ،۱۳۸۸ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin

PageRank