ب مثل باران

1-    

دو هفته پیش کمد تکونی داشتم. جاتون خالی بازار شام بود. به قول مامان، شتر با بارش گم می‌شه. در حین مرتب کردن وسایلم، چشمم افتاد به چند برگه پرینت شده: گزارشی از یک خبرنگار درباره هیجده تیر که دو سال پیش از اینترنت گرفته بودم و گذاشته بودم کنار تا سر فرصت بخونم. بیچاره هنوز منتظر خوانده شدن بود. بالاخره انتظارش سراومد.

2-     عجب گزارشی. چقدر فرق داشت با اخبار و تحلیل های اون موقع تلویزیون. تازه متوجه شدم که چرا گیر دادن به آقای ده نمکی و هی ازش می‌خوان کوی دانشگاه رو فیلم کنه.

3-     نمی دونم چی شد که بحثمون به قدرت رسید. مامان که دل پری داشت رفت رو منبر و کلی به قدرت بد و بیراه گفت. بعد هم به این نتیجه رسید که کسی کار نمی‌کنه. همه دنبال صندلی‌اند. اونم یه صندلی داغ. نان داغ، صندلی داغ.

4-     کل ماجرا همین بود. ولی خودمونیما،عجب صندلی داغی!!!

نوشته شده در جمعه ٢٩ تیر ،۱۳۸٦ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

نان داغ، صندلی داغ

این هم از کلمات قصار مامان خانم

نظرتون چیه؟

نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٦ساعت ٢:۳۳ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

کی گفته من بیکارم. همین الان یه کتاب دستمه به نام معانی الاخبار.

دارم مطلبی رو می خونم درباره آیه 42 سوره احزاب. آیه  پرمحتواییه.

استاد می‌گفت: کل دستورات قرآن درباره زندگی و خوشبختی تو این آیه خلاصه شده.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (٤١)وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا (٤٢)

41. O ye who believe! celebrate the praises of Allah, and do This often;

42. And glorify Him morning and evening.

خلاصه مطلب این کتاب  اینه که:

1- منظور از ذکر کثیر خدا همان تسبیح حضرت زهرا (س) است که خدا فرموده: فاذکرونی اذکرکم: مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. (سوره بقره: آیه 152)

2- تسبیحات اربعه: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر هم ذکر کثیر است.

اما ذکر این الفاظ به تنهایی کافی نیست. بلکه ذکر مهم‌تر یاد خدا هنگام ارتکاب گناه است.

یعنی وقتی شیطان شروع به وسوسه کرد،

وقتی که شوق گناه تو دلت افتاد،

خدا رو یاد کن

                              یعنی در همه حال به یاد خدا باش.

 اینو که خوندم یه آیه دیگه از قرآن تو ذهنم اومد به این مضمون که: صاحبان خرد همان‌ها هستند که خدا را در حال ایستاده و نشسته و  آن گاه که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد می‌کنند و در اسرار آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند و می‌گویند: بارالها اینها را بیهوده نیافریده‌ای. منزهی تو. ما را از عذاب آتش نگه دار.

                                                               سوره بقره آیه ۱۹۰ و ۱۹۱

بقیه اش باشه برا بعد...........

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٦ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

راستش این هفته رو از دوستم مرخصی گرفتم برای تجدید قوا و تمدید اعصاب و تغییر روحیه و عدم جدیت و ولنگاری و ... .

نه ماه درس و تدریس و امتحان دیگه تحمل کارای جدی رو ازم گرفته. خیلی بداخلاق و بی‌حوصله شده بودم.

اگه استاد مهدیزاده بود می‌گفت: تعطیلی و خوشگذرانی برای معلم و محقق معنی نداره.

چشم استاد عزیز، بله علم برای همه فصول است.

ولی با اجازه‌تون استاد!  فقط یه هفته خوش بگذرونم. بعدش دوباره می‌رم سراغ مشق و کتاب. خوبه؟

راستی من تابستون پارسال و پیارسالم تعطیلی نداشتم. یعنی دوساله بکوب می‌آموزم و می‌آموزانم.

بعد از اون همه تکلّف ، عجب حالی داره بیکاری

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٦ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

شما این جمله رو شنیدی که: الناس علی دین ملوکهم؟ مردم بر همان دین  فرمانروایان خود هستند. نمی‌دونم حدیثه یا ضرب المثل. (از دانندگان محترم خواهشمند است این نادان را نیز دانا فرمایند)

به هر حال یعنی این حاکمان هستند که رفتار و عقاید صالح یا فاسد را در مردم یک جامعه تقویت می‌کنند. وقتی رادیو و تلویزیون میاد برای حمایت از طرح ساماندهی اتباع خارجی گزراش لحظه به لحظه می‌ده، معلومه که خود به خود آتش ناسیونالیسم شعله‌ور می‌شه.

من خودم دیدم بعضیا چه اکراهی دارند از افغانیا. یه بار تو تاکسی نشسته بودم که یه کارگر افغانی اومد سوار بشه. مسافری که کنار راننده بود خودش رو با اکراه کشید کنار. این قدر تابلو بود که فکر کنم خود افغانیه هم فهمید ولی چیزی نگفت. من بودم حقش رو می‌ذاشتم کف دستش.

یه بار دیگه همین دو سه هفته پیش تو اتوبوس دیدم که یه خانومی می‌خواد یه خواهر افغانی رو از رو صندلی بلند کنه و خودش بشینه. لابد فکر می‌کرد اتوبوس و وسایط نقلیه فقط مخصوص استفاده ایرونیه و افغانیا مثل سیاهپوستای آفریقا و آمریکا هیچ گونه حق شهروندی ندارند. بعد که دید خواهر افغانی از جاش بلند نمی‌شه گفت برای ظهور امام زمان صلوات که بیاد افغانیا رو بیرون بندازه (و لابد صندلی خالی تقدیم خانوم کنه)

بعضی وقتا قضیه خیلی جدی تر می‌شه. دیشب شبکه سه یه برنامه داشت در مورد چاقو کشی و پسری که به جرم قتل با چاقو باید قصاص می‌شد. منم یه پسری رو می‌شناسم که یه بچه افغانی رو با همین اوباشگری به قتل رسونده و حالا هم حکم قصاصش صادر شده. دلم می‌خواست والدین مقتول به گرفتن دیه راضی می‌شدند ولی مادره می‌گه مادر قاتل باید بفهمه داغ جوون یعنی چی؟ رضایت بدم که بره رو افغانیای بیشتری چاقو بکشه؟ از اون طرف قضیه که نیگا کنی این احتمال هم هست که بعد از اجرای قصاص، ممکنه مادر داغدیده قاتل این ذهنیت منفی رو پیدا ‌کنه که یه زن افغانی راضی نشد پسرش زنده بمونه. و شاید چیزی شبیه دعواهای قبایل عرب در زمان جاهلیت ... .

راستی...

از مامان و بابا و همه اونایی که رفتن زیارت عتبات، شنیدم که عراق مخصوصا نجف و کربلا پر از ایرانی‌هایی است که سال‌ها اون جا زندگی کردن. شاید به تعداد همین مهاجرین افغانی که تو ایران هستند. کسی آمارشون رو نداره؟ دولت عراق کم خودش بدبختی نداره. مردمش از مردم ایران فقیرترند. حالا اگه دولت عراق تصمیم بگیره یه برنامه ساماندهی اتباع خارجی مثل ایران اجرا بکنه چه عاقبتی در انتظار آنان خواهد بود؟

چیزی که به عقل بی تجربه من می‌رسه اینه که:

یا باید هزینه اقامت بپردازند که ممکنه خارج از حد توانشون باشه. احتمالا هزینه‌هایی مثل مالیات مسکن و نداشتن حق کار و هزینه تحصیلات عالی و ابتدایی و عدم مالکیت اراضی مسکونی و تجاری و ...

یا باید برگردند به آغوش وطنی که داره سعی می‌کنه با اخراج اضافی‌ها مشکلات اقتصادیش رو حل کنه. و احیانا برچسب عرب بودن هم بر پیشانیشان خواهد خورد. در حالی که قبلا آن‌ها را در عراق عجم می‌خواندند یعنی غیر عرب. بگذریم از این که بعضیا دورگه هستند یعنی مادر عراقی و پدر ایرانی.

باور نمی‌کنی؟ برید از اونی بپرسین که با این که شناسنامه ایرانی داشت ولی چون دو رگه بود و پدرش عراقی، مانع ورودش به دانشگاه شدند.

                                                                                     ادامه دارد...

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٦ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

حضور نوشین خانم رنجیده خاطر عزیز عرض کنم که:

من هنوز به یادش هستم. گرچه آدرسی ندارم. ولی این قدر حرف دارم که نمی‌شه با یه نامه تمومش کرد. پس هر از چند گاهی اگه مشاغل ذهنی و اجتماعی و خانوادگی و علمی اجازه بدن، حرفامو این جا می‌نویسم تا بخونی و فکر نکنی همه سروته یه کرباسند. استادی رو می‌شناسم که شاگرد افغانیش رو نهی می‌کرد از این که برگردند به افغانستان. می‌گفت اونایی که رفتند مجبور شدند برگردند چون اوضاعشون خیلی خراب بوده.

هفته پیش با یکی آشنا شدم که یه خورده با بقیه تفاوت داشت. یه آقای بیست و سه ساله که تازه بابا شده بود. به این می‌گن بچه زرنگ. هم کار داره هم زن داره و هم بچه. بابای پولدار و پارتی هم نداشت.

چنان از افغانی‌ها حمایت می‌کرد که آدم فکر می‌کرد خودش هم بـــله. ولی نه. اتفاقا قیافه خودش به ایرونی هم نمی‌خورد. می‌گفت بعضیا فکر می‌کنن من خارجیم از من می‌پرسن نظرت در مورد افغانیا چیه؟ منم (فیلم میام و) با جدیت تمام می‌گم: شما ایرانیا افغانیا رو آدم حساب نمی‌کنید ولی نوبت دانشمندا و شعرا و ... که می‌رسه ابوعلی سینا و مولوی و ... رو ایرونی می‌دونید و بهشون افتخار می‌کنید!

امان از شیطنتهای جوانی.

تو دلم گفتم این حرفا رو دیگه از کی یاد گرفته ؟

خودش انگاری حیرت رو  از قیافه‌ام خوند که با خنده توضیح داد: من قبلا از سه چیز متنفر بودم. یکی از افغانی بدم می‌اومد یکی از آخوند و یکی هم از ترک. که گرفتار هر سه شدم.

خنده‌ام گرفت. راستم می‌گفت. چون الان که مجبوره با دانشجوهای خارجی سر و کله بزنه (که ظاهرا راضی هم بود) . همسرش هم که طلبه بود و ترک.

ولی در اون لحظه از این تنفرها اثری دیده نمی‌شد.

و چند نمونه از بدرفتاری‌های مردم رو از زبان دانشجوهای خارجی تعریف کرد. و این که ترکیه هم دو سه میلیون مهاجر ایرانی داره قانونی و غیر قانونی.  و اغلب مردم ترکیه چقدر از ایرونیا بدشون میاد و آدم حسابشون نمی‌کنند.

خودش می‌گفت ما  خوب تربیت نشدیم. (یهو بگو بی‌تربیتیم دیگه) اگه تو تلویزیون بیان یه برنامه بسازند و بگن افغانیا خوبند، رفتار مردم هم عوض می‌شه. می‌گفت تو قضیه خفاش شب من خودم دیدم فلان سرهنگ (یا سردار. تردید از منه) تو تلویزیون ظاهر شد و گفت: همین افغانیا که چنیند و چنانند....

(یعنی حرف یه مجرم سند محکمی می‌شه برای آزار یک ملیت خاص. تجربه بدی بود. تا درس عبرتی شود برای آیندگان).

 بازم تعجب کردم. آخه خودم هم همین نظرو دارم ولی تا اون موقع به کسی نگفته بودم.

حالا که می‌دیدم یکی هم فکر خودم پیدا شده یه علامت تعجب و حیرت بالای سرم سبز شده بود

                                                                                         ادامه دارد...

نوشته شده در یکشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٦ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

تو این عصر علم و تحقیقات و تکنولوژی زن هنوز موجودی ناشناخته است. و تا وقتی اسیر جهل خودت باشی نمی تونی ارزش حقیقی زن و جایگاه واقعیش رو درک کنی.

آره، یه حرفایی می‌زده می‌شه.

بعضیا که اصلا رفتن تو خط فمینیست و اینا

بعضیا می‌گن زن در اسلام خیلی عزیزه. جواهره و ریحانه است و از این حرفها

منم همینو می‌گم.

ولی شعار کجا و حقیقت اسلام کجا

قرآن میگه زن و مرد در مقام معنوی با هم برابرند و هر دو از پاداش مساوی برخوردارند.

فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لأكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ (سوره آل عمران، آیه ١٩٥)

195. And their Lord hath accepted of them, and answered them: "Never will I suffer to be lost the work of any of you, be He male or female: ye are members, one of another: those who have left their homes, or been driven out therefrom, or suffered harm In My Cause, or fought or been slain,- Verily, I will Blot out from them their iniquities, and admit them into Gardens with rivers flowing beneath;- a reward from the presence of Allah, and from His presence is the best of rewards."

ولی جامعه و سیاست چی می‌گه؟

موقع انتخابات زن‌ها نقش مهمی در کسب آراء دارند. پس نباید نادیده انگاشته شوند. کار ارزون هم خواستی خانوما هستند.  گاهی وقتا حتی خود خانوما به هم جنساشون رحم نمی کنند.

اما وقتی می‌ری تشییع جنازه مجتهدی که دوستش داری و مقلدش هستی، با کمال تعجب می‌بینی جایی برای خانمها وجود نداره تا همپای مردان نماز میت بخونند.

این قدر عصبانی بودم که تمام راه خونه رو پیاده برگشتم و وقتی به خودم اومدم دیدم پاهام دیگه توان رفتن نداره. حتی خواهرم رو هم جا گذاشته بودم.

خواهرم می‌گه این به نفع خود زن‌هاست!

ولی من می‌گم باز هم زن ضعیفه شد.

منم محرم و نامحرم سرم می‌شه. برا همین روزهای جشن و عزا ترجیح می‌دم تو خونه بمونم.

می‌گن نماز میت که واجب نیست. مخصوصا برای خانم‌ها

ولی باید دید میت کیه؟ یه آدم معمولیه یا مجتهدی که فاصله‌اش با خدا خیلی کمه و به گفته قرآن یکی از ستون‌های زمینه که باعث استحکام و سنگینی اون شده؟

أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الأرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا ....(سوره رعد،٤١)

41. See They not that we gradually reduce the land (in their control) from its outlying borders? …

دختره می‌گفت: اشکال نداره، همین قدر که قصد ثواب داشتی اجرش رو می‌گیری

درست می‌گفت. ولی...

من از یه چیز بیشتر عصبانی بودم.

مجری مراسم مرتب حضور مقامات لشکری و کشوری رو اعلام می‌کرد. همونا که تشریف فرماییشون باعث شده بود درهای حرم و اطراف حرم پر از محافظ‌ها و اطلاعاتی‌ها و ماشین‌هاشون بشه و راه‌های ورود و خروج به حرم محدود بشه.

همه مقامات و برو بچ جایگاه داشتند اما بانوان محترم تنها یه گوشه کوچیک.

کی گفته واجبه که مردها سهم بیشتری داشته باشند؟

وقتی زمینه برای حضور زن در امور معنوی مهیا نباشه چطور می‌شه پاداش مساوی با مرد داشته باشه؟

یعنی مراسم تشییع و تکریم یک مجتهد مجاهد،  این قدر برای خانوما مفسده داشت که می‌بایست از یک اجر عظیم محروم بمونن؟

البته اینو گفته باشم که بانوان ایرانی و همه بانوانی که در ایران هستند رشد و پیشرفت علمی و معنوی و اجتماعی خودشون رو مدیون امام و انقلاب اسلامی هستند.

مامان می‌گه اگه انقلاب و این حکومت جمهوری اسلامی نبود معلوم نبود شما دخترا به این جا برسید. بعضی از پدرها و مادرها، بی‌سوادی و خونه نشینی دختراشون رو ترجیح می‌دادند به علم منهای حجاب. خدایا شکرت

نوشته شده در جمعه ۱٥ تیر ،۱۳۸٦ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

 

روزت مبارک مادر

روزهمه مادران تاریخ مبارک

آمنه، مادر یتیم مکه

ام ابیها و ام الائمه

خدیجه، مادر فاطمه

فاطمه بنت اسد،  مادر علی (ع)

مادر عیسی و موسی(ع)

مادران همه انبیاء و اولیاء و صدقین و شهدا

و مادر خمینی روح الله

اسم شناسنامه‌ای چه اهمیتی دارد. همه آن‌ها همنامند.

نام مادر بهترین نام‌هاست.

 

********

امروز روز زن است.

روز خیر کثیر

و  روز فاطمه(س)

روز حوا، ساره، هاجر، مریم و آسیه

 

روز همه زنان تاریخ مبارک

نوشته شده در جمعه ۱٥ تیر ،۱۳۸٦ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin

PageRank