ب مثل باران

دیگه دوست ندارم اینترنت بد!

جون هر کی دوست داری بچه خوبی باش.

وقتی صفحه مدیریت تو  سه سوت باز میشه چرا باید نیم ساعت طول بکشه؟ هان؟

اتاق چت هم که دیگه نگو! از بس چشمک می زنه حال آدم گرفته میشه.

مگه دستم بهت نرسه

نوشته شده در چهارشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٦ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |

1- وااااااااای

یک شنبه از کافی نت که به خونه که رسیدم دیدم مانیتورمون رسیده. اما نه اون هایکلاسی که گفتم. اصلا هایکلاس به ما نیومده. گفتیم مال بد بیخ ریش صاحبش و پسش دادیم. این یکی هم بد نیست. یعنی فعلا که فوق العاده است. باید ببینیم چقدر در مقابل گودزیلاهایی مثل من و بروبچ مقاومت می‌کنه.

تو پست قبلی خیلی چیزا از قلم افتاد. همش زیر سر این کافی نته. وقتی بخوای فی البداهه بنویسی یه سری نواقص هم طبیعیه؛

اونم در حالی که یه چشمت به ساعته و با اون یکی چشم، اخبار یه هفته رو مرور می کنی. این جور وقتا نیاز به چشم سوم هست که موجود نیست.

۲- اين چند روزه اسممون عوض شده. يعني خودمون رو خودمون اسم گذاشتيم. اگه گفتي چه اسمي؟
نوچ... مطمئنم جوابو نمي دوني... پس خودم مي‌‌گم.
چشماتو ببند... خوب ...آماده‌اي؟ ... و اينک ...
بانوي دربااار ... وارد مي‌شود. بانو  هن ...يانگوم... و ... يانگرو.
البته فريده  قبلا اسمش کوزت بود. کوزت بينوا. حالا ديگه پزش رفته بالا... بانوي دربار کجا و مهمان خانه تنارديه کجا.
۳- الان که دارم می تایپم، شبکه سه داره الماس خونين نشون ميده. چه وحشتناکه. بيچاره مردم عادي...
راستي اين شورشيا اسلحه از کجا ميارن؟ شورش براي چي و براي کي؟
خلع سلاح هم شده يه بهانه‌اي براي چپاول بيشتر !
هنوز فيلم تموم نشده  و نمي تونم بگم آخرش به نفع کي تموم ميشه ولي...
شايد وقتي منجي ظهور کنه تمام اسلحه‌هاي جهان تبديل به زباله بشن. به جز  اسلحه‌اي که برق عدالت  از آن ساطع است.

نوشته شده در شنبه ٤ فروردین ،۱۳۸٦ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ توسط رضوان مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin

PageRank